ملا قلم از موقف ملا قلمی خویش فرارسیدن عید اضحی را تبریک می گوید البته به شاروال وبه مارشال نه، به جنرال که بازنه، به وزیر اکبر خان نشین ها و شیر پور نشین ها که بکلی نه، که مارا یارای تبریک گفتن به چنین هیولاهای روزگار نیست و انها همه روز شان عید است و شاخ به اسمان می سایند و ملا قلم این یک روز عید را اگر از شر اینها به شما رسید به مردم وطن به غریبا و فقیرا و انهایی که مثل ملا قلم از دالر ها بی بهره مانده اند تبریک می گویم. مخصوصا خانواده های قربانیان جنایت های ضد بشری و مهاجرین خیمه نشین.
اندر باب کار شناسان
کاتب باشی
آنان که علم لغت به طرائق تسعه دانند و بر مفاهيم و دقايق آن به احسن صور واقف اند ، گويند که کار شناسي لغتي است آميخته ومر آناني را اطلاق گردد که کارها بدانند و کارها بکنند و بفهمند انچه در دايره فهم ديگران نايد و مرتبتي از عقل در انان حاصل گردد که اغلب امور به طريق بداهت فهميدي و سررشته و سر نوشت چنان بهم بافتي که حقايق امر از آن استنباط و استخراج گشتي.
اندر احوال
شيخ المشايخ قضاوتپوه ( انعمه الله)
کاتب باشی
سود دريا نيک بودي گر نبودي بيم موج
صحبت گل خوش بودي گر نيستي تشويش خار
دوش چون طاووس مي نازيدم اندر محکمه
اين زمان بي موقف و بي يار مي پيچم چو مار
اندر باب بلديه( نظفه الله)
کاتب باشي
در قديم الايام و در ازمنه ماضيه چنانچه در تواريخ ملل و نحل تذکار يافته، بني آدم تا درين عالم آمدي ، متفرق گشتي و نحله ها و طوائف گوناگون ايجاد گشتي و هر قومي بقعه اي را مناسب حال ديده ، سکونت گزيدند و آرامش يافتند، اما چون نفوس خلايق افزون گرديدي و تجمع جماعت مزيد، بلاد و مداين معمور گشت و آن چنان بود که بر دور آن حصاري محکمي برافراشتي و در چهار سوي آن دروازه و دربان و حارس نهادي تا شهر در امن و عيش باشد.